شب زیبای چشمت...

ای همدم زیباترین شبهای شعرم

عیسای چشمانت شب احیای شعرم

انگار در حقم کسی آن شب دعا کرد

چون اسم تو افتاد بر لبهای شعرم

دیگر از آن شب حرفهایم را خریدند

تا سکه مهر تو شد امضای شعرم

بر هستی ام تابید چون خورشید چشمت

بر خاک شرم افتاد مثل سایه شعرم

وقتی تو گفتی باد سکان دار خوبیست

طوفان غم برخاست از دریای شعرم

گفتم در آن چشم اینهمه شیرینی از چیست؟

قندی به لب انداختی در چای شعرم

زندانیم کن در شب زیبای چشمت

ای همدم زیباترین شبهای شعرم

/ 4 نظر / 17 بازدید
کورش-وفادار دلشکسته

سلام ...يه سرپيش من بيا..پشيمون نميشي! اين صرفاً يک دعوته از شما برای ديدن وبلاگم اميدوارم ناراحت نشده باشيد..

قاسم صرافان

سلام کار خوبي بود. بازم چند بيت شاهکار داشت قالب قشنگيم انتخاب کرديد فقط نفهميدم اون جماعت بالاي وبلاگ کيا هستند؟ [متفکر]

یاسمن بهار

سلام کارتون خیلی خوبه!وجای پیشرفت بسیاری دارید.منتظر آثار بعدیتان هستیم[لبخند]

م.تائبی

سلام عزیزم از شعر پر احساست بسیار مسرور شدم.منتظر شعرهای زیباتر از اینت هستم[گل]